خداحافظ
خداحافظ ![]()
![]()
![]()
دنياي پزشكي
خداحافظ ![]()
![]()
![]()
روز از بقیه زندگی من است »من ترجیح می دهم اینگونه تصورکنم:«امروز آخرین
روز زندگی من است ومی خواهم طوری زندگی کنم که انگاردیگر هیچ فرصتی
ندارم .»
دارم سکته می کنم ![]()
هنوز بلا تکلیفم یعنی منم می تونم ......
قرار بود اواسط هفته پیش نتایج اون امتحانی که بهتون گفته بودمو بدن ولی ندادن .....
همه دارن مسخرم مي كنن
حتي بابام ،هي زنگ مي زنه مي گه چه خبر ؟همين چند دقيقه پيشم
زنگ زد
گفت :انشاالله مي افتي
(تو رو به خدا دعام كنين )
تبریزم خوش گذشت تونستم تقریبا همه فامیلامو ببینم ،تو اين ۲-۳ روزم خيلي گشتم و خيلي هم حال
كردم ، تازه اين بار رفتم خونه مادر بزرگم اينا !!!
ديگه روزو شب ندارم روزي كم كمش ۱۰ بار مي يام اينرنت ببينم كي اين نتايجو مي دن ....
الانم تا ۱۸ چهار روز كشيكم بعدشم تا ۳ شهريور تعطيليم و بعله المپيك ...بزرگترين رويداد ورزشي جهان
بعدشم ديگه آخراشه ...دارم ف ا ر غ ا ل ت ح ص ي ل مي شم
شايد ديگه از آبانم اينترنتو تا سال
جديد و ...... ول كنم چون كلي كار عقب افتاده دارم (يه نمونش همين پايان نامه كه منو پير كرده )
برام دعا كنين ....
فقط هيمن ،شايد وقت ديگر
معرفی بیمار
بیمار دختر بچه 5/4 ماهه ای است که با شکا یت سرفه مراجعه کرده که بد نبا ل تغذ یه و استفراغ دچار سرفه و سیانوز شد ه بود. سابقه سرفه و استفراغ مکرر بدنبال سرفه را در 2 ماه اخیر داشته است اسهال نداشته است. به گفته مادر در این مدت تب هم داشته است که بیشتر شبها بوده است ولی ترمو متر برای کودک نگذاشته است .
بیمار فرزند دوم خانواده ماحصل C/S از مادر G4 P2 Ab2 L2 می باشد سابقه بستری نداشته است. واکسیناسیون طبق برنامه صورت گرفته است.
وزن تولد 3000 گرم دور سر تولد 35 سانتی متر
در 2 ماه اخیر به طور مکرر شربت های سفالکسین سفکسیم و کو آ موکسی کلاو مصرف نموده بوده است .
پدر و مادر نسبت خانوادگی دور با همد یگر دارند.
در معاینات بدو ورود:
BP : 95/ P mmHg
PR : 130 / min
R R : 60 / min
CْAT : 37.5
B W : 7300 g
H C : 41 Cm
بیمار هوشیار است فونتا نل قدامی باز و بدون بر آمد گی، معاینه حلق بودن اریتم و اگزودا، معاینه گوش ها نرمال، در معاینه ریه در سمع ریه خشونت صدای منتشر و رال با ارجحیت ناحیه تحتانی ریه راست و تاکی پنه ، بدون رتراکسیون ، در معاینه قلب تاکیکارد
معاینه شکم : لبه کبد Cm 2 زیر لبه دنده لمس می باشد ( با قوام نرم ) ، لبه طحال cm 1-2زیر لبه دنده بدست می خورد
در معاینه تکاملی گردن نمی گیرد
A B G
CBC
WBC: 31900 /μl
Hb: 7.9 g/dl
PLT: 255000 /μl
ESR: 10
Biochemistry:
BS: 100 Urea: 15 Cr: 0.7 Ca: 8.8 Na: 137 K: 5
CXR: گزارش رادیولوژی: نمای عروقی نافها Prominent می باشد که به دلیل واکنش به سرفه و یا دوره نقاهت عفونت ویرال می باشد. همی توراکس چپ نمای طبیعی دارد. در سمت راست کدورت قسمت فوقانی ریه راست وجود دارد که به علت آسپیراسیون در زمینه سرفه و استفراغ می تواند باشد.
سونوگرافی: کبد با اکوی نرمال و اندازه طبیعی گزارش شد (85 میلیمتر)، طحال با اکوی نرمال (65 میلیمتر)
بیمار با تشخیص اولیه آسپیراسیون پنومونی در بخش بستری و تحت درمان با سفتریاکسون و کلیندامایسین قرار گرفت. با توجه به آنمی بیمار،Packed cell برای بیمار تزریق شد.
در روز دوم بستری به دنبال تغذیه دچار سیانوز و افت O2 Sat به حد زیر 50% گردید که بیمار اینتوبه و به بخش ICU منتقل شد.
در این مدت درجه حرارات بدن در محدوده نرمال بوده و تنها یک با ر CْAT:38 گزارش گردید.
در سیر بستری در ICU، کودک مجدد دچار افت O2 Sat، افت پلاکت ، افت هموگلوبین و یک نوبت GI Bleeding و اختلال در PT و PTT ، و در ادامه دچار پنوموپریتوئن گردید.
در ABG های متوالی بیمار به طور مکرر اسیدوز متابولیک و اسیدوز مخلوط داشت. در تمام این مدت لکوسیتوز بالای /μl 20000 داشته.
در این اثنا اقدامات حمایتی و درمانی لازم بنابر هر مورد انجام گرفته است.
متاسفانه بیمار در روز 5 بستری دچار ایست قلبی تنفسی و در نهایت Expire گردید .
تشخیص شما چیست ؟
شیرخوار م-ع 11 ماهه با وزن 200/9 کیلو وتب 39 درجه سانتی گرادبستری میگردد در سابقه بیمار ضربه خفیف به سر 10 روز قبل داشته است شروع تب از 5 روز قبل از مراجعه وآزمایش CBC میشودکه نتیجه آن عبارت است از :
WBC 6500 , poly 57% , Lymph 43% , Hb 15/9 , Ca 8/8 ,platelets 154000
ویرال استامینوفن تجویز میگردد اما روز بعد به علت کاهش نیافتن تب مجددا مراجعه کرده واین بار آنتی بیوتیک خوراکی تجویز میگردد باوجود مصرف آنتی بیوتیک درجه حرارت همچنان بالا وروز بعد در مراجعه مجددو در معاینه جز تب 40 درجه سانتی گراد وبیحالی مشکلی نداشته است گردن ردور ندارد سمع قلب وریه نرمال ، کبد وطحال نرمال ، شکم درلمس نرمال ، اندام ها نرمال وآزمایش مجدد CBC , U/A , U/C درخواست میگردد نتیجه آزمایش :
WBC 8800 42 % Poly , 58 % Lymph ,Hb 10/1 , Platelets 230000 , ESR 121 CRP 1+ , U/A Normal با توجه به تب بالا و آزمایش CBC , U/A نرمال ولی ESR 121 جهت بیمار پیشنهاد LP به والدین داده شد نتیجه LP تعجب آور بود :
CSF ( sugar ) = 25 mg / dl , CSF ( WBC ) = 62000 , 90 % Poly ,10 % Lymph , RBC 300 , Protein 62 mg /dl
با تشخیص مننژیت باکتریال تحت درمان :
Ceftrixone 100mg /kg divided two dose and Vancomycin 15 mg /kg /dose every 6 hr & Dexamethzone قرار گرفت با توجه به سلول بسیار بالا در مایع نخاع که باکتریال نبوده است .
آزمایش کشت مایع نخاع پنوموکوک رشد کرده وکشت خون منفی بوده است . کشت ادرار منفی Urea 20 mg /dl , Creatinine 0/5 mg / dl , m بعد از سه روز درمان سی تی اسکن مغز به عمل آمد که ساب دورال افیوژن همراه نواحی دنس در دوطرف فرونتال .
چهار روز بعد از درمان CBC مجدد انجام شد :
WBC 19600 , 73 % Poly , 26 % Lymph , ESR 82 , Platelets 507000
9 روز بعد از درمان LP مجدد انجام میشود :
CSF (WBC ) = 100 , CSF ( sugar ) = 45 , CSF ( protein ) = 52
12 روز بعد از درمان مجددا CBC میشود :
WBC 20700 , 80 % Poly , 18 % Lymph , 2 % Band cell , Platelets 529000 , Hb 9/4 ,ESR 135 , CRP 2++ درمان همچنان ادامه یافت تا دوهفته درمان کامل گردد .
14 روز بعد از درمان سی تی اسکن مغز مجددا انجام گردید که نشانگر لوب های غیر طبیعی فرونتال دوطرف به ویژه طرف چپ میباشد تجمع مایع لا Mass خفیف در طرف چپ فرونتال ( آمپیم اپیدورال )
البته منم جوابشو نمي دونم
بياين با هم تشخيص بديم البته تا سه شنبه وقت داريم
تشخیص شما چیست ؟
تشخیص بیماری : کاوازاکی
در این موقع با توجه به علائم بالینی و آزمایشگاهی و اسکن مغزی ، هیپرلکوسیتوز و پلی نوکلئوز وسدیمانتاسیون 135 وسلول مایع نخاع که 100 میباشد بیماری وسکولایتیس ( کاواساکی ) مطرح وتحت درمان :
Aspirin 100 mg / kg به مدت دو هفته قرار گرفت همراه با IVIG 2 gr / kg
ABR : L . ear 20 dBHL , R. ear 10 dBHL اکوکاردیوگرافی نرمال ، سوگرافی شکم نرمال ، معاینه ته چشم نرمال درمان با آسپیرین 100 میلی گرم پر کیلو به مدت دو هفته ادامه یافت سپس 100 میلی گرم روزانه به مدت سه ماه ادامه یافت .
از همه ي شما ممنونم ولي تشخيص بيماري اين بود ![]()
اگر بزرگ شده باشیم وبه کل تمام آرزو های کودکیت رااز ذهنت پاک کرده باشی اگر زمانی پرنده غم
بردوشت نشست بی پروا آن را از دوش پر خواهی داد.
ولی اگر هنوز هم صداقت کودکی در حوضچه ی نگاهت موج می زندهیچ وقت آن پرنده را پر نخواهی داد
چون می دانی که این پرنده خواهد رفت و بر دوش کس دیگری خواهد نشست*
------------------------------------------------------------------------------------------------

اول از همه ميلاد باسعادت حضرت علي (ع)رابه تمام مسلمين جهان تبريك مي گم .)البته مي دونم
خيلي ديره )بعدش مي ريم سراغ سفرپرماجرا وديدني وصدالبته شنيدني ما :
خوب پنجشنبه ديديم تعداد ما از۸نفربه ۱۰نفرافزايش پيداكرد درنتيجه يكي ديگه ازدوستام هم ماشين آورد
وما صبح روز جمعه به سوي سرعين حركت كرديم وشب رسيديم .واي هواش اونقدر خنك بود كه نگو !!!
اولش رفتيم هتل گرفتيم بعداز پيدا كردن و رزوكردن هتل رفتيم گردشو خريد ...ولي شنا نكرديم چون فكر
كرديم هم ممكنه غيربهداشتي باشه وهم ممكنه بعدش سرما بخوريم !!!
تو راهم اين دوستاي ما فقط آهنگ گوش دادنو فقط خوردن ،من كه شخصا داشتم ديووونه مي شدم
ديگه هرچي آهنگ بگين بلدم !!!بعداز خريد كه چه عرض كنم بيشتر به منظور گردش و پياده روي بود
تا خريد كردن ساعت ۳۰/۱۱ شام خورديم من كه از سرعين چيزي جز يه شلوارك و يه جفت دمپايي و
دو شيشه عسل كه بابام سفارششو كرده بود چيزي نگرفتم .
صبح بعد به طرف اردبيل حركت كرديم واز اونجا هم بدون توقف به آستارا ،تو آستارا هم توقف نكرديم !
(چون مي خواستيم اون روز تا رامسر بريم و شبو اونجا بمونيم )ولي وقتي ساعت ۳۰/۴ به رشت
رسيديم وبعد از كلي پرسوجو كردن كه يه رستوران خوب كجاست آخر سر به يه چلوكبابي رفتيم كه
اسمش پلوكبابي محرم بود .جالب اينجاست كه تو همه جاي گيلان ومازندران به جاي چلوكبابي نوشته
بودند پلو كبابي !!!وقتي وارد شهر رشت شديم بوي خوب برنج مي يومد يا بهتر بگم بوي خوب شاليزار.
بعد از ناهار كه مي خواستيم بريم رامسر يكي از بچه ها گفت :ما الان خيلي خسته هستيم ،بياين بريم
هتل بگيرمو بمونيم تو رشت .در نتيجه ما رفتيم هتل ك ا د و س ... جاي خيلي خوبي بود ولي خيلي
گرون بود ، عصرم رفتيم رشت گردي !!!
واقعا شهر خوبي بود ولي خيلي...شلوغه ... ما مي خواستيم بريم بازار شيك رشت و بگرديم ولي
به علت ازدحام بيش از اندازه جمعيت نتونستيم ! (فكر كنم همه مردم رشت اومده بودند بازار ..)
بنابراين رفتيم ميدون شهرداري و از اون جا شروع كرديم به گشتنو خريد كردن ولي واقعا هواي خيلي
بدي داشت من كه اصلا نمي تونستم نفس بكشم هواش خيلي شرجي بود از رشتم يه جفت كفش
واسه خودم گرفتم. شب ساعت ۱۱ مي خواستيم بريم پيتزا آفتاب كه آدرسشو از راننده تاكسي
پرسيده بوديم ولي چون ناهارو ديرخورده بوديم ديگه شام نخورديم يه جعبه شيريني گرفتيمو رفتيم هتل.
در كل رشت شهر واقعا زيبا و خوبي بود البته به جز هواش كه مردمش بهش عادت كردن ولي من داشتم
خفه مي شدم (تو بازار فقط عرق ريختم ) مردمش هم خيلي مهمون نوازو مهربون بودند .
صبح هم از رشت رفتيم كارخانه كلوچه نادري و كلي خريد كرديمو بعدم هم رفتيم رامسر ،اون جاهم
خوب بود .هواش نسبت به رشت قابل تحمل تر بود . بعدم كلار آباد و بعدم نمك آبرود ....
بله ما به مقصد رسيديم البته تا اين جا هيچ گونه جريمه اي نشده بوديم !!!
بعد از ۱ ساعت گشتن نمك آبرود موفق به يافتن محل اقامت شديم .عصر همون روزم رفتيم هتل Hight
(هتل آزادي خزر ) اونجا رفتيم ساحل واي كه چقدر دريا خوب بود ،بعدشم رفتيم دوچرخه سواري ....
فرداشم رفتيم تله كابين واي كه چقدر گرون بود ...نفري 6 هزاررررتومن ما كلا 60 تومن داديم .خيلي
ترسناك بود ولي حال كرديم ،بعدازظهرشم بازم رفتيم هتل هايت و فردا صبحش كه روز سه شنبه
مي شد منو دوستم زهره كه اهل تبريزه راهي ولايتمون شديم من تقريبا 2هفته بود تبريز نرفته بودم
الانم خونه خالم مهمونم (آخه مي دونين من هميشه تو تبريز مي رم خونه خالم ) اينجا هم خيلي
شلوغه فردا صبحم قراره خودم تنهايي برم شهرم ....
راستي من ركورد رانندگيمو از 11 ساعت به 16 ساعت رسوندم !!!
سه شنبه شبم ساعت 30/11 تو بزرگراه زنجان-تبريز به دليل سرعت غير مجاز 150 كيلومتردر ساعت
۵۰ تومن جريمه شدم !!! ![]()
خوب اميدوارم از اين سفر ما توشه هاي فراواني بگيريد .
راستي مي خوام يه نظر سنجي كنم
كيا سمپادين ؟ خوش حال مي شم همتون به اين سوال من جواب بدنين
آخر سرم برام دعا كنين تا چهارشنه زنده بمونم ![]()
من بازم اومدم با يه پستي كه جنبه خاطره داره تا جنبه پزشكي
ولي اگه اهل اين كارا نيستين
مي تونين برين پايين پست و در مورد درمان خيز حاد ريه بخونين ،خوب همون طور كه اطلاع دارين
من دانشجوي سال آخرم و دوران دانشجويي كم كم داره به خاطره مي پيونده
.
من الان دارم مي رم مسافرت يعني جمعه صبح خواهم رفت
اونم چالوس، اونم نمك آبرود ، اونم از
جاده چالوس و با دوستان
ما دوتا ماشين هستيمو داريم ميريم وبلاي باباي يكي از دوستان تو نمك
آبرود .اونم با ماشين منو يكي از دوستان ديگم !
ديگه بايد خودتون حسابشو ببرين كه چه شيرتوشيري
ميشه
اونايي هم كه با من مي يان يعني توماشين من مي يان بايد شهادتينشونو بگن و سوارشن
چون بنده سرعت كمتراز ۱۰۰تو جاده نمي رم
شنبه تا سه شنبه رو مرخصي گرفتيم ،چهارشنبه هم
تعطيله ،دولت هم انشاءالله روز پنجشنبه رو تعطيل مي كنه
بعد از مسافرتم بنده قراره از شنبه تا
چهارشنبه پشت سرهم كشيكم ائنم از نوع ۲۴ ساعتش
يعني بايد تو بيمارستان كمپينگ كنيم
(استاد نورولوژيمون فقط به اين شرط راضي شده به مامرخصي بده )دوروزه هم كشيك بودم ولي به خاطر
اين امتحان دستياري چه بگير بگيره تو اين بيمارستانا
الانم دارم بعداز كلي شرح حال نوشتن از
اينترنت آنلاين بخش نورولوژي استفاده مي كنم
دليل اينم كه پايين در مورد خيز حاد ريوي نوشتم اينه كه ديشب يه مريضي رو آورده بودن كه بر اثر اين
عارضه فوت كرد ![]()
راستي روز پدر را پيشاپيش به همه بابا هاي گل تبريك مي گم ![]()
-------------------------------------------------------------
درمان خيز حاد ريه
خيز ريه ثانويه به نارسايي بطن چپ يا تنگي ميترال گفته مي شود .اين واقعه زندگي بيمار را تهديد
كرده وبايد به عنوان يك طب اورژانسي تلقي مي شود .در درمان خيز ريه نيز مانند انواع مزمن تر نارسايي
قلب بايد به شناسايي واز بين بردن هرعلت تسريع كننده نارسايي مانند آريتمي يا عفونت توجه شود.
لذا بدليل ماهيت حاد مسئله ،انجام بعضي اقدامات اضافي غير اختصاصي نيز ضروري است .در صورت
امكان واگر باعث تاخيردرمان نباشد،ثبت فشار عروقي ريوي بااستفاده از يك كاتتر Swan-Ganz وفشارهای
داخل شریانی توصیه می شود .
اقدامات درمانی زیر که در زیر ذکرشده است معمولا به طور همزمان یانزدیک به هم انجام می شود .
۱-مرفین به صورت مکرر از راه داخل وریدی در دوزهای۲تا۵میلی گرمی تجویز می شود این دارو اضطراب را
کاهش داده ،تحريك تنگ كننده عروقي آدرنرژيك بربستر هاي شرياني و وريدي راكاهش داده وبدين وسيله
به قطع سيكل معيوب كمك مي كند .نالوكسون بايد براي مواقعي كه تضعيف تنفسي بوجود مي آيددر
دسترس باشد .
۲-چون مايع موجود در آلوئول باانتشار اكسيژن تداخل كرده وباعث هيپوكسي مي شود ،بايد اكسيژن
۱۰۰٪تجويز شودوبهتر است تحت فشارمثبت باشد.فشارمثبت فشارداخل آلوئولي راكاهش مي دهد و
بنابراين تراوش مايع از مويرگهاي آلوئولي راكاهش داده و موجب بازگشت وريدي به داخل قفسه سينه
مي شود وفشار مويرگي ريوي راكاهش مي دهد.
۳-بيمار رابايددروضعيت نشسته ودر صورت امكان باپاهاي آويزان ازتختخواب قرار داده شود.اين عمل نيز
بازگشت وريدي را كاهش مي دهد.
۴- ديورتيكهاي موثربرقوس هنله مانند فورزومايد يااسيد اتاكرينيك(۴۰تا ۱۰۰ ميلي گرم)يابومتانيد (۱ميلي
گرم)بصورت داخل وريدي باديورز سريع حجم خون در گردش را كاهش داده و بدين وسيله به رفع سريعتر
خيز ريوي كمك مي كنند. علاوه براين ،تزريق داخل وريدي فورزومايد اثر گشادكننده عروقي نيز دارد،
بازگشت وريدي را كاهش داده وحتي قبل از آغاز ديورز خيز ريوي را كاهش مي دهد.
۵-دربيماراني كه فشار شرياني سيستوليك آنها از ۱۰۰mmHg تجاوز می کند ،تجويز نيتروپوروسايد سديم
داخل وريدي با سرعت ۲۰تا ۳۰ ميكروگرم دردقيقه،پس بار را كاهش مي دهد.
۶-اگر ديژيتال قبلا تجويز نشده است،۴/۳ (اين كسره )دوز كامل يك گليكوزيد سريع الاثر مانند اوابائين ،
ديگوكسين يا لاناتوزيد c بايد بصورت داخل وريدي تجويز شود .
۷-گاه آمينوفيلين (تئوفيلين اتيلن دي آمين)بميزان ۲۴۰تا۴۸۰ ميلي گرم داخل وريدي در كاهش تنگي
برونش،افزايش جريان خون و دفع سديم وتقويت قابليت انقباضي ميوكاردي موثر است .
۸-اگر اقدامات درماني ذكر شده كافي نبودبايد به اندام هاي مختلف بصورت چرخشي تورنيكه بسته شود.
پس از انجام اين اقدامات اروژانس ودرمان عوامل تسريع شده بايد به تشخيص عامل زمينه اي قلبي
مسئول خيز ريه اقدام كرد. (درصورتيكه تا به حال شناخته نشده باشند).پس از تثبيت وضعيت بيمار بايد
يك استراتژي دراز مدت بمنظور جلوگيري از حملات بعدي خيز ريه پايه ريزي شود كه اين كار ممكن است
مستلزم درمان جراحي باشد .
اين خيز ريوي دفعه پيش نوشته بودم ولي حالا گذاشتم (يه وقت فكر نكنين اين همه رو تو بيمارستان
نوشتما
!)
آخرشم يه چيز ديگه :
الكساندردوما:هيچ وقت قول يه پسر بچه رو جدي نگير اما هميشه از تهديدات يه دختر بچه بترس .
اين گونه زندگي کنيم :
ساده اما زيبا ،
مصمم اما بي خيال ،
متواضع اما سربلند ،
مهربان اما جدي ،
سبز اما بي ريا ،
عاشق اما عاقل .

من چه دلتنگم
یاد آن روز به خیر
که زمین آنقدر پاک بود از قدم انسانها
که هیچ پبامبری را به خود نمیپذیرفت
و دلها آنچنان سرشار
که چشمها فقط برای شادی به اشک مینشست
لبها محراب بوسه عشق بود نه ترک خشکیده یک دیوار
و من فرشته کوچکی بودم در بهشت
فارغ از مرز و جدا از سرنوشت
و نه حتی هیچ معبدی که مرا از خدایم جدا کند
خوابهایم همه از جنس گل یاس
و تمام وجودم احساس
روزگاریست دلم
هوسش را دارد
من غریبم اینجا همه را میبخشم به شما
دلخوشم من به همین گلبرگی
که فقط زنده کند یاد تورا
یاد چشمان تورا
یاد چشمان تورا

plavix(پلاويكس )يك داروي ضد پلاكتي است كه ثابت شده است خطر بروز مجدد سكته مغزي ويا حمله
قلبي راكاهش مي دهد.
داروي ضد پلاكتي چيست ؟
داروهاي ضد پلاكت مانند پلاويكس براي جلوگيري از تشكيل لخته درعروق مصرف مي شوند تا خون به
راحتي در عروق جريان يافته واكسيژن به ارگانهاي حياتي بدن مانند مغزوقلب برسد.
پزشكان اغلب داروهاي ضد پلاكت را براي بيماراني كه در معرض افزايش خطر ابتلا به حملات قلبي يا
سكته مغزي در آينده هستند تجويز مي كنند .
آيا plavix (پلاويكس)براي شما داروي مناسبي است ؟
مصرف پلاويكس در بيماران سكته مغزي ،حمله قلبي ، درد قفسه سينه ويا كساني كه جريان خون در پاهاي
آنان ضعيف است (PAD)،به طور وسيعي مورد مطالعه قرار گرفته است .نتيجه اين تحقيقات نشان مي دهد
كه plavix (پلاويكس )حمله مجدد قلبي يا سكته مغزي را كاهش مي دهد .
به همين دليل اين دارو براي بيماراني كه در معرض خطر حمله قلبي و سكته مغزي هستند ،توسط پزشكان
تجويز مي شود . (ادامه دارد )
جواب سوال آقاي رامين
|
من جواني 28 ساله ميباشم تازه گي دچار فشار خون شده ام و با دارو كنترل مي باشد آيا اقدام ديگري مورد نياز است ؟
| |
|
جواب سوال : بله باتوجه به سن شما بايد بررسي در مورد هيپرتاسيون ثانويه انجام گيرد يعني شايد علتي مشخص فشار خون شما را بالا برده باشد از قبيل آزمايشات ادرار – خون – پتاسيم – و اوره و كراتي نين خون – گلوكز ناشتا و كلسترول و نوار قلب و هورمونها و كلسيم و فسفر و ... در نهايت اقداماتي تكميلي به صلاح ديد پزشك مربوطه بايد انجام دهيد .
راستي دوستان نظر شما در اين مورد چيه ؟ |
آخه شما كي ديدين آدم تو تابستون سرما بخوره !البته تابستوني به اين گرمي كه آدم و
هلاك مي كنه ؟!؟!؟!
بله من اين چند روزه كه دچار سرماخوردگيه شديد شدم !
خوب مي دونين قضيه از چه قراره ؟؟
باشه مي گم بعد از اين كه شنبه آپ كردم چون تعطيل بوديم . با بچه ها رفتيم
استخر ،چشمتون روز بد نبينه !آب استخرم خيلي سرد بود ،بعد ديديم خيلي
خوش مي گذره 2 سانس (4 ساعت ) اونجا بوديم .
بعدش با موهاي خيس رفتيم بازار و اونجا هم بستني خورديمو ،اين جوري
شد كه دچار يه سرماخوردگي خيلي شديد يا بهتر بگم انفلوآنزا شديم !!!!
بعدش شب بعد كه كشيك بودم !از بس گلوم درد مي كرد و اصلاحال و
حوصله نداشتم و لپهامم عين هلو گل ا نداخته بود و هي دوستام
مي گفتن بيا بريم متخصص آنكال اورژانس ببيندت ولي من زير بار نرفتم
البته مي دونستم كه گلودردم ناشي از استرپتوكوك بود و ممكن بود تو آينده
دچار رماتيسم قلبي شه ولي زير بار نرفتم كه نرفتم !!!!(عجب پزشكيه ؟!؟!)
بالاخره اين دوستاي نامرد ما رفتنو آقاي دكتر بخشو كه رزيدنت داخلي
بود ،آوردن برسر بالين ما و بعد از معاينه ما براي ما يه نسخه اي
پيچيد كه تو عمرم نديده بودم .............
بله نسخه ما به اين شرح بود :
آمپول پني سيلين 6:3:3 4 تا
آمپول بتامتازون 2تا
كپسول آموكسي سيلين 500
يكيم شربت استامينوفن
آخرشم بهم گفت يه سرم واست نوشتم چون تبت 40 درجه است ،
آمپولارو بزن ببينيم اگه خوب نشدي ،اونم بزن !!!!!!!!!!!!!!!!
هيچي ديگه آمپولارو نوش جان كرديمو اونم 2 تا پني سيلينو با 1 دونه بتا !!
(اولشم چون تو عمرم اصلا پني سيلين نزده بودم ،گفتن بايد تست كنيم ،واييييييييييييييييي)
3تاشم امروز نوش جان كرديمو اين بود احوالات ما تو تابستون
بعد 1 ساعت از اورژانس فراركردمو نتونستن سرم بزنن !
خوب ، من قسم خوردم وقتي مدركمو گرفتم به هيچ كس آمپول تجويز نكنم !؟![]()
نمی دونم از کجا شروع کنم !
بهتره اولش خودمو معرفی کنم
اسم من گلاره است . انترنم یا بهتره بگم دانشجوی سال آخر پزشکیم .
عاشق رشته کاردیولوژی هستم که امیدوارم بتونم به آرزوم برسم .
خیلی خوش حالم که بین شما ها هستم .
خیلی دوست داشتم این وبلاگ در مورد خاطرات ۶ سال گذشته و ۱ سال که در حال سپری است باشه !
ولی نمی تونم خاطرات بنویسم چون هم اهل این کار نیستم و هم بلد نیستم و
هم اصلا وقت نمی کنم .
بعدش
روز مادر را به همه مادرهای خوب و مهربون تبریک می گم .
من مي خوام از تك تك شما عزيزان تشكر كنم .
اول اولش با پزشك ۷۸ كه نمي دونم اسمش چيه ؟بعضيها مي گن: حامد ،بعضي ها مي گن :ياشار !
كه فكر مي كنم با من قهره !!!ولي من باهاش قهر نيستم و اميدوارم نه تنها از من بلكه از هيچ كس
قهر نباشه .راستي اينم بگم كه ايشون اولين كسي بود كه به وبلاگ من سرزد و كلي از من استقبال
كرد .
بعدش از آقاي دكتر امير كه وبلاگش يكي از بهترين هاست . من مطمئنم يكي از بهترين هاي اين حرفه
مي شه ، چون از سال ششم شروع كرده به تشخيص هاي باليني البته خيلي كار خوبي مي كنه .
بعدش medicinemanيا دكتر علي . كه نمي دونم تو چه مقطعي درس مي خونه ؟؟؟؟
ولي هميشه به من سر ميزنه واگه ازش كمك بخوام هميشه راهنماييم مي كنه .
بعدش خانم دكتر مريم كه منو متوجه اشتباهم كرد . خيلي ممنونم عزيزم .
بعدش نيلوفر خانم يا بهتره بگم خانم دكتر نيلوفر كه فكر كنم ترم دومه و خيلي هم از بيوشيمي بدش
مي ياد !( من دو جلد بيوشيميه عمومي خوندم نمي دنم شما چي خوندين ؟) از دراكولا هم متنفره !
مگه نه ! شما اينطوري هم كه شما مي گي غير قابل تحمل نيست .
شايد بعضي از شما از قلم افتاده باشين ولي باور كنين يادم رفته .
به هر حال اميدوارم هميشه و در هرجا هستيد موفق و موئد و شاد كام باشيد .
و در آخر ...
آموخته ام .... كه هميشه براي كسي كه به هيچ عنوان قادر به كمك
كردنش نيستم ،دعا كنم .
راستي نظرتون در مورد نوشته هاي بالا چيه ؟
چه عواملي سبب بروز حمله قلبي و ياسكته مغزي مي شوند؟
با افزايش سن،ديواره شريانهاضخيم شده و قابليت ارتجاعي خود راازدست مي دهند. ممكن
است پلاكهايي(ساختاري از تجمع چربي و تركيبات ديگر)روي ديوارشريانها(سرخرگها)
تشكيل شوند كه اين فرايند تصلب شرائين نام دارد .
عوامل خاصي مانند نحوه زندگي و ژنتيك (عوامل ارثي) مي توانند درسرعت تجمع پلاكها
موثر باشند . هنگامي كه اين پلاكها ضخيم تر شوند ،سرخرگهاراتنگ كرده ودرنتيجه
جريان خون غني ازاكسيژن رادربدن محدود مي كنند .
در صورتي كه اين پلاكها از هم گسيخته شوند ،پلاكها (سلول هاي كه خونريزي را متوقف
مي كنند) به محل خونريزي سرازير شده و به پلاكها چسبيده و يك لخته خون تشكيل
ميدهند.اين فرايند آتروترومبوزيس ناميده مي شوند.
وجود لخته خون در سرخرگ مي توانند خطرناك باشد،يك لخته مي تواند جريان خون را
محدود كرده و يا حتي از رسيدن خون به اعضاءحياتي بدن به طور كامل جلوگيري كند.
درحقيقت اين لخته علت اغلب حملات قلبي و سكته هاي مغزي است.
بروز انسداد در يك شريان خون رسانده به قلب (شريانهاي كرونري)مي تواند موجب بروز
بروز حمله قلبي گرديد .
بروز انسداد ،در يك شريان خون رساننده به مغز (شريانهاي كاروتيد در گردن و يا
شريانهاي مغزي)مي توانند باعث بروز سكته مغزي گردد.
خطر ابتلا به سكته مغزي و يا حمله قلبي مجدد در اثر عوامل زير افزايش مي يابد :
*حمله قلبي يا سكته مغزي اخير .
ابتلا به بيماري عروق محيطي يا (ضعف جريان خون درپاها)كه مي تواند احساس در در
هنگام ورزش (مانند پياده روي ) شود. اين درد با استراحت بهبود مي يابد .
سوال امروز
علائم حمله قلبي ، سكته مغزي ،بيماري هاي عروقي محيطي را بگوييد ؟
اين مطلب ادامه دارد و در ادامه در مورد داروي پلاويكس گفته خواهد شد .
متشكرم از حضور سبز تك تك شما پزشكان عزيز...
1-كدام يك از علائم هرني ديافراگماتيك نيست؟
الف)ديسترس تنفسي ب)اختلال بلع
ج)سيانوز د)شكم اسكافوئيد
2- مصرف سلنيم از بروز كدام يك از سرطان هاي زيرپيشگيري نمي كند ؟
الف)مثانه ب)پروستات
ج)پوست د)معده
جواب سوالات !!!
هرني ديافراگماتيك
نوزادي در زمان تولد دچار تاكي پنه و سيانوز وشكم فرورفته است .
در عكس قفسه سينه نوزاد قوس هاي روده در سمت چپ قفسه سينه ديده مي شود.
اين نوزاد به هرني ديافراگماتيك مبتلاست و در نتيجه نقص ديافراگم ،محتويات
شكم به داخل قفسه سينه راه يافته است .
اين عارضه معمولا موجب هايپوپلازي ريه در سمت گرفتار مي شود.
در نتيجه حمايت تنفسي دقيق و در نهايت عما جراحي براي ترميم ديافراگم
لازم است .
رابطه بين مصرف سلنيم و بروز انواع سرطان
يك مطالعه جديدنشان مي دهد افزايش مصرف سلنيم به همراه يك مولتي ويتامين
در روز خطر بروز سرطان پروستات را حدود چهل درصد كاهش مي دهد .
براساس تحقيقات انجام شده اخير در كشور بلژيك مصرف سلنيم به صورت روزانه
خطر بروزسرطان مثانه را بيش از هفتاد درصد كاهش مي دهد .
و در كل افرادي كه در جوامع مدرن زندگي مي كنند دچار كمبود عناصر معدني
مانند:سلنيم ،روي ومنيزيم هستند .مصرف اين عناصر به طور قابل ملاحظه اي از بروز
سرطان هاي كولوركتال ،معده پستان و ريه پيشگيري مي كند .
پس در نتيجه جواب سوال دوم گزينه سوم يعني سرطان پوست است .
Heart block
| شرح بيماري |
| بلوك قلبي عبارت است از يك اختلال پايدار (خفيف يا شديد) در انتقال پيامهاي الكتريكي بين دهليزها (اتاقكهاي بالايي) و بطنها (اتاقكهاي پاييني) قلب. در اين حالت، هماهنگي بين انقباضات دهليزها و بطنها از بين ميرود. كنترل ضربان قلب ديگر بهطور طبيعي كه به هنگام فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري يا استرس، تند و در ساير زمانها كند ميشد انجام نخواهد گرفت و ضربانساز موجود در ديواره مشترك بطنها كه در حالت طبيعي خفته است شروع به كار خواهد كرد و سيستم الكتريكي بطنها را به راه خواهد انداخت. بلوك قلب ميتواند در هر سني رخ دهد اما در مردان بالاي 40 سال و خانمها پس از يائسگي شايعتر است. |
| علايم شايع |
| در موارد خفيفتر گاهي بدون علامت است. كندي و نامنظمي ضربان قلب از دست دادن ناگهاني هوشياري گاهي تشنج حملات منگي، ضعف، يا گيجي |
| علل |
| بيماري سرخرگهاي قلب، كه يك نوع آترواسكلروز (تنگ شدن سرخرگها) است. ناهنجاريهاي مادرزادي قلب مصرف بيش از اندازه داروي ديژيتال يا بعضي از داروهاي ديگر |
| عوامل افزايش دهنده خطر |
| افراد بالاي 60 سال استرس رژيم غذايي نامناسب كه پر چرب و پر نمك است. چاقي سيگار كشيدن ديابت بيماري قلبي، مثل آترواسكلروز، نارسايي احتقاني قلب يا بيماري دريچهاي قلب بالا بودن فشارخون سابقه اختلال الكتروليتي مصرف بعضي داروها، مثل ديژيتال، كينيدين يا مسدودكنندههاي بتا ـ آدرنرژيك |
| پيشگيري |
| در صورت وجود هرگونه بيماري زمينهساز، براي درمان به پزشك مراجعه كنيد. سيگار نكشيد. بهطور منظم ورزش كنيد. رژيم غذايي كم چرب و كم نمك داشته باشيد. |
| عواقب مورد انتظار |
| با كاشتن يك دستگاه ضربانساز ميتوان علايم را كنترل نمود. |
| عوارض احتمالي |
| كند، تند، يا نامنظم شدن ضربان قلب و ايست قلبي |
| درمان |
| اصول كلي |
| بررسيهاي تشخيصي مخصوص براي سنجش فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري الكتريكي قلب، مثل استفاده از دستگاه هولتر براي مدت 24-12 ساعت، كه با آن ميتوان اختلالات ضرباهنگ قلب را از يك روز تا دو هفته مورد بررسي قرار داد. اين دستگاه هر بار به مدت 24-12 ساعت به بيمار بسته ميشود و ضربان قلب وي را ثبت ميكند. گاهي جراحي براي كاشتن يك دستگاه ضربانساز مصنوعي. اين دستگاه يك جريان الكتريكي را بهطور منظم توليد ميكند و باعث حفظ ضربان قلب در حالت طبيعي ميشود. هميشه يك دستبند يا گردن آويز كه نوع بيماري شما روي آن مشخص شده باشد همراه داشته باشيد تا اگر بهطور ناگهاني هوشياري خود را از دست داديد بهتر بتوان به شما كمك كرد. سيگار نكشيد. |
| داروها |
| دارويي براي معالجه بلوك قلبي وجود ندارد، اما بعضي از داروها هستند كه آن را بدتر ميكنند. از داروهايي كه براي تخفيف آلرژي يا گرفتگي بيني مورد استفاده قرار ميگيرند اجتناب كنيد. |
| فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري |
| اصلاً فكر نكنيد كه معلوليت داريد. ورزش در حد كم، كمككننده است و نبايد از آن ترسيد. نظر پزشك خود را در مورد ورزش بپرسيد و با موافقت وي يك برنامه منظم ورزشي را آغاز كنيد. پيادهروي ايدهآل است. |
| رژيم غذايي |
| اگر اضافه وزن داريد، وزن خود را كم كنيد. از مصرف الكل جداً خوداري كنيد. الكل باعث مهار ضربان قلب ميشود. |
| درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟ |
| اگر شما يا يكي از اعضاي خانوادهتان علايم بلوك قلبي را داريد، خصوصاً در صورت بروز حمله از دست دادن هوشياري رخ دهد. اگر پس از تشخيص، استرس زندگي شما زياد شود. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||